تبليغاتX

میدانی من کیستم ؟ همان دور افتاده از خویش ؛ غم همچنان هست و من رو به زوال میروم .دنیای عجیبی است ، در ذهن نمی گنجد

کاش دروغهایی که می گویند راست بود تنهایی همان حسی است که روح را تا اعماق نیستی لگد مال میکند،چه دردی دارد جای لگدهای این وانفسای بی عاطفه  
کاش دروغهایی که می گویند راست بود
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
پیوندها
سایر پیوندها

[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 21:40 ] [ خاص ]

                                                                     با سلام

این وبلاگ با رسالتی جمعی شروع به کار کرده و شما نیز می توانید در مدیریت آن سهیم باشید.

لذا : از دوستانی که از وبلاگ ما دیدن می کنند و نظر میدهند تقاضا می شود هرگونه مطلب،دلنوشته،نیایش و یا شعر دلخواه خود دارند لطف نموده و از طریق بخش نظر دهی یا ایمیل Special1364@yahoo.com برای ما فرستاده تا با اسم خودشان و یا ذکر منبع مربوطه در وبلاگ قرار داده شود.

لازم به ذکر است هرگونه نقد یا پیشنهاد خود را در زمینۀ رفع نقصهای این وبلاگ نیز می توانید از طریق پلهای ارتباطی ذکر شده ی فوق به سمع نظر ما رسانیده تا در اسرع وقت رسیدگی شوند.

ضمناً هرگونه مطلبی که با نامهای برزخ،تریبون آزاد،رابین هود،خاص (Special)  و یا Mosa درج گردد حق کپی برداری از آن تنها با ذکر نام نویسنده و یا منبع( توتم من " قلم " ) مجاز بوده و همچنین حق چاپ آن تنها برای http://www.Tooteem.blogfa.com محفوظ می باشد،لذا سوء استفاده از این مطالب خلاف اخلاق انسانی و حسنه بوده و در صورت امکان پیگرد قانونی خواهد داشت.

ما در وبلاگ شهر قانون نیز منتظر حضور گرم شما عزیزان و پاسخگوی سؤالات حقوقی شما هستیم.

وبلاگهای سرای من توده زن http://toodehzan.blogfa.com و بروجرد زادگاه فرزانگان http://boroujerdcity.blogfa.com نیز فعالیت خود را آغاز کرده اند،لذا دعوت میشود از این وبلاگها نیز دیدن نمایید و ما را به ادامه ی کار در زمینه ی وبلاگ نویسی و تهیه ی اخبار مربوطه دلگرمتر از قبل کنید.

از این پس هرگونه فعالیت جدید و تغییرات را از طریق همین اطلاعیه ها به اطلاع شما خواهیم رساند.

توتم متعلق به تمامی شما است...

با تشکر :  

[ پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ] [ 15:18 ] [ خاص ]
پدر دستش رو گذاشت رو شونه ی پسر و پرسید: " تو قویتری یا من؟ "

پسر گفت: من

پدر با کمی دلشکستگی و با دلی گرفته بیاد تمام زحمتهایی که کشیده بود دستش رو از رو شونه ی پسر برداشت و دو قدم دورتر دوباره پرسید:" تو قویتری یا من؟ "

پسر اینبار گفت: شما

پدر پرسید:چرا نظرت عوض شد؟

پسر پاسخ داد:" وقتی دستت رو شونه ی من بود فکر میکردم دنیا پشتمه "

شادی روح تمامی پدران آسمانی صلوات

لطفاْ یه فاتحه هم واسه پدر این بنده ی حقیر بفرستید شاید یه کار مفید واسه پدری که هرگز ندیدمش انجام داده باشم.

ممنونم از همه

امضاء:

[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 18:36 ] [ خاص ]

اميد دارم انتهاي جاده ي زندگي همتون تنها خوشبختي باشه و موفقيت

اين عكسا رو تقديم ميكنم به همه ي اونايي كه عاشق گل و طبيعت هستن

حتماً ببينيد


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 3 خرداد1391 ] [ 18:8 ] [ خاص ]

چند عكس بسيار زيبا تقديم به همه ي دوستان گلم


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 3 خرداد1391 ] [ 17:40 ] [ خاص ]

[ چهارشنبه 3 خرداد1391 ] [ 16:53 ] [ خاص ]

 

این عکس رو با دوربین کیفیت پایین گرفتم اما خیلی ازش خوشم میاد.رو دیوار اتاق یکی از معاونین مهم یه اداره خیلی خیلی مهم کشور نصبه و واقعاْ ایشون از دکتر چمران توی زندگیش الگو میگیره و بسیار ساده زیسته.

عکس مربوطه متعلق به دکتر شهید مصطفی چمران هستش که مربوط میشه به زمانی که ایشون وزیر جنگ ایرانه و توی جبهه با لباسی بسیار ساده و خاکی همراه سایر رزمنده ها مشغول خواندن نمازه چیزی که امروزه نادره و به ندرت یافت میشه.

دوستان گلم : " نگذارید پُستتان،پَستتان کند "

[ چهارشنبه 3 خرداد1391 ] [ 16:51 ] [ خاص ]

واژه ای که زرتشت در اوستا (گاتاها) برای خدای یگانه به کار برده اهورامزدا است. در آغاز بیشتر نیایشها این عبارت به چشم می خورد: «خشنوتره اهورهه مزدا» یعنی به خشنودی اهورامزدا. در گاتاها گاهی اهورامزدا جدا از هم بکار رفته است؛ مثلاً در یسنای ۲۸ بند اول، مزدا آمده است. در بند هشتم همین یسن ابتدا اهورا و پس از چندین کلمه فاصله، مزدا آمده است. در بند ششم برعکس اول مزدا و پس از چند جمله، اهورا دیده می شود. در بند دوم مزدا-اهورا به کار برده شده است. در سراسر گاتاها هر جا، این دو واژه با هم آمده است، مزدا مقدم بر اهورا است. در یسنا ۲۸ بند اول زرتشت می گوید: « ای «مزدا» ! بهنگام نیایش با دستهای بر افراشته برای همه آفرینش سپند مینو خواستار رامش و پناه و شادمانیم».
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 خرداد1391 ] [ 12:17 ] [ خاص ]
این هم یکی دیگه از راه های تشخیص شخصیت و خصوصیات دیگران که خیلی جالبه.

حتماً بخونید



 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 خرداد1391 ] [ 12:5 ] [ خاص ]

 پیش از اینها فكر می كردم خدا

 خانه ای دارد میان ابرها

 مثل قصر پادشاه قصه ها

 خشتی از الماس و خشتی از طلا

 پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور


حتماً تا آخر بخونید چون واقعاً زیباست ...
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 خرداد1391 ] [ 11:59 ] [ خاص ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره ما

سلام
به تنهایی من خوش آمديد.اميد است مطالب ما براي شما مفيد واقع گردد.
25 مهر توتم 3 ساله شد ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لبخند،حتی زمانی که بر لبان یک مرده می نشیند،باز زیباست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قربان وفاتم به وفاتم گذری نِه
تابوت مگر بشنوم از رخنۀ تابوت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پيش از آنكه مسئوليت نگهداري رازي را بر عهده دوستت بگذاري،يكبار ديگر فكر كن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انسانها همیشه گمشده ای دارند که پیدایش میکنند،اما خود را به ندیدن میزنند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تنهایی همان حسی است که روح را تا اعماق نیستی لگد مال میکند،چه دردی دارد جای لگدهای این وانفسای بی عاطفه.من تنهایم ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تنهایی، همان تخریب کنندۀ روح عاشقی که از عشق، تنها هجرانش را یدک می‌کشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تنهایی، همان واژۀ غریبی که زندگی را به زنجیر اسارت می کشاند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق می شوند
بجای شمع گرد چراغهای بی احساس خیابان می گردند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ماه بالای سر آبادی است،اهل آبادی در خواب است.باغ همسایه چراغش روشن،من چراغم خاموش،یاد من باشد که تنها هستم،ماه بالای سر تنهایی است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلم بچگی میخواهد،جلوی کدام مغازه باید پا بکوبم تا برایم " آرامش " بخرند؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درزمین عشقی نیست که زمینت نزند،آسمان را بنگر ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزگاريست که شيطان فرياد ميزند
آدم پيدا کنيد! سجده خواهم کرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاش میشد پینه ها،این آبروی دستمان،روی پیشانی آنان که می دانم نبود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگی،جاودانه ای که میراست.پرشی دارد که انسان را تا مرز خوشبختی می برد و گاهی رهایش میکند.زندگی همان شیرین تر از شهد و همان تلخ تر از ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشق؛نمیدانم چیست،که گاهی به حد مرگ ایثار می آفریند و گاهی به حد یک عمر بیزاری.عشق؛این جولانگاه عاشقی و دوستی،این مخربِ عُریان.عشق؛همان عصیانگری که روح را از کالبد جسم می رهاند.عشق ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگی بیدی است که با مرگ هر از گاهی به خود می لرزد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ما همواره می بینیم که مردگانی در تابوت می نهند،اما هرگز به تابوت خود نمی اندیشیم؛گوئی که فنا ناپذیریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهم بودن خوب است،اما خوب بودن مهم تر است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در زندگی زخمهایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورند و می تراشند!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اهالی بهشت 4 نشانه دارند :1- چهره ای گشاده 2- زبانی نرم 3- دلی مهربان 4- قلبی بخشنده
بیایید بهشتی باشیم ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر تنهاترین تنهایان شوم باز خدا هست،او تمام نداشتنهای من است...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگاه در اوج مشکلات بودی،سکوت کن
شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرا کسی نساخت،خدا ساخت،چرا که کسی نداشتم،کسم خدا بود
مرا کسی نساخت،خدا ساخت،نه آنچنان که کسی خواست،چرا که کسی نداشتم،کسم خدا بود،کس بی کسان؛همانگونه که خودش خواست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از خدا پرسید:ا" اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای پس آرزو کردن چه سودی دارد؟ "خداوند خندید و گفت :" شاید در سرنوشتت نوشته باشم: هر چه آرزو کرد. "
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگاه کن
به آنچه پیشتر داشته ایم و همه آنچه اکنون داریم , باور دارم , هر آنچه زندگی به من ارزانی دارد نمی تواند خوشحال کننده تر از آینده ای باشد که مملو از عشق ورزیدن به توست.

looking back on all that weve shared and all that is yet to come
.I realize that nothing life may offer me could make me happier than a filled with loving you
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارتباط با ما :
Mosa1364@yahoo.com
Special1364@yahoo.com

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

mouse code

Online User